نقل بلاگ

مکانی برای نقل دل نوشته ها و علاقه مندی ها

نقل بلاگ

مکانی برای نقل دل نوشته ها و علاقه مندی ها

سلام خوش آمدید
سال ها بود که به پدر اصرار می کردیم بره کربلا ، اما مرغش یه پا داشت و هیچ وقت نرفت که نرفت تا این که بازنشسته شد .. ارادت ویژه ای به حضرت ابوالفضل داره و هر بار حرمش رو می دید دل و جونش می لرزید اما اصراری هم به رفتن نداشت !
نمی دونم چی شد امّا بهرحال امسال طلبیده شد و همین امروز عازم کربلا شد برای پیاده روی اربعین . پدر محترم مثل هر پدر دیگه ای اخلاقیات خاص خودش رو داره و یکم تو بیان احساسات مغروره ! یعنی واقعا با معرفت هستا هر وقت هرچیزی که ازش بخوایم بنده خدا نه نمی گه و دوست داشتنش رو به هر نحوی اثبات می کنه الّا زبانی و احساسی ! چند سالی هست که سنش بالاتر رفته یکم با هم روبوسی می کنیم وگرنه قدیما شاید عید تا عید این اتفاق می افتاد .
نوشته شده در موضوع روزنوشت
  • ۵ نظر
  • ۱۵ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۱۶
  • نقل بلاگ
خوره ای بنام دنبال کننده مخفی
گهگاهی تو یه سری از وبلاگ ها می بینم که با دنبال کننده های مخفی صحبت می شه ، مثلا می گن لطفا با هویت ما رو دنبال کنید تا ما بفهمیم چه کسایی بیننده مطالب ما هستن یا بعضی ها با حالت گلایه رسما اعلام می کنن که قطع دنبال کنید ؛ خیلی ها هم هستن که شاید اشاره ای بهش نکنن ولی حس کنجکاوی تو وجود هر فردی هست و بالاخره دوست داره بدونه اون مخفی ها کیا هستن ؟
اما تا حالا فکر کردید اگه توی پنل مدیریت وبلاگ گزینه ای بنام فهرست دنبال کنندگان وجود نداشت با خیال راحت سرمون رو می گذاشتیم رو بالش و می خوابیدیم ؟
با یه مثال توضیحی می دم ، گلاب به روتون وقتی نصف شب بلند می شی تا بری دستشویی ، یک بار تصمیم بگیر چراغ رو روشن نکنی و در حالت تاریکی کار خودتو انجام بدی ، شاید چند تا آقا سوسکه هم کنار جایی که شما نشستی باشن و مشغول خورد و خوراک خودشون هستن اما شما اصلا عین خیالت هم نیست .. اما چرا ؟ تنها دلیلش بر می گرده به علم شما ، شما تو اون لحظه نمی دونی کنارت سوسک هست و بخاطر همین بدون هیچ ترسی می ری اونجا !!
نوشته شده در موضوع وبلاگ نویسی
  • ۳ نظر
  • ۱۵ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۰۰
  • نقل بلاگ
به دعوت دوست عزیزم مدیریت وبلاگ جستارها و به ایده مدیریت وبلاگ سکوت شروع می کنم به نگارش نامه ای به خودم در سن 10 سالگی یعنی 15 سال پیش :
سلام محمد این نامه ای که می بینی از طرف خودت نوشته شده و از آینده برات اومده ، پس خوب با دقت بخون چون از جنس زندگی هست و با این وجود که کوتاهه اما خیلی به دردت می خوره .
خب در ابتدا بهت بگم که انقدر کم رو و خجالتی نباش چون 100 سالت هم که بشه ازش ضربه های زیادی می خوری ، انقدر از این شاخه به اون شاخه نپر و هر کاری رو امتحان نکن درسته که بلطف خدا استعداد خوبی داری ولی نذار از همین لطف ضربه بخوری و دست توی هرکاری ببری اما تا انتها پیش نری و آخرش به خودت نگاه کنی و ببینی که از هر فنی تا حدی بلدی ولی هرگز نمی تونی خودت رو به عنوان یه فرد حرفه ای تو اون زمینه معرفی کنی ، زیاد دور رفیق بازی نرو و سعی کن در اولین فرصت ازدواج کنی چون همسرت می تونه بهترین رفیقت باشه ، نماز بخون تا حد ممکن سر وقت بخون و هر روز و هر روز تلاش کن که امروزت از دیروزت بهتر باشه چه از نظر معنوی و چه از نظر مادی ، مطالعه کتاب رو تو برنامه هرروزت بذار و فراموش نکن اگه رضایت خدا و امام زمان رو تو زندگیت نداشته باشی به بالاترین درجات ثروت و علم و شهرت هم که برسی هیچ چیزی رو نداری !
تمام
دعوت می کنم از هر عزیزی که این مطلب رو می خونه تا توی این چالش شرکت کنه :)
نوشته شده در موضوع وبلاگ نویسی
  • ۴ نظر
  • ۱۴ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۱۰
  • نقل بلاگ
بی خبری از فردا
دوشنبه هفته پیش ، پسر رو بردیم آزمایش خون تا تیروئید و آهن بدنش چک بشه ؛ بخاطر این که رگ دستش خیلی باریک بود مسئول خونگیری سوزنِ آمپول رو که برد داخل همینجور می چرخوند تا رگِ دست پیدا بشه ! نمی دونم شاید این کارش یکی دو دقیقه طول کشید ولی برای من و مادرش خیلی سخت بود چون حسین هم با حالت عجیبی گریه می کرد .
کار که تموم شد و از درِ آزمایشگاه که بیرون رفتیم ، گفتیم چون کلی گریه کرده و انرژی ازش رفته از سوپرمارکت بغل براش آبمیوه ای بگیریم .. مغازه دار فردی جوون و شاید 30 یا 30 و خورده ای ساله بود . امروز که در کمتر از یک هفته رفتم جواب آزمایش رو بگیرم یهو دیدم کرکره مغازه پایین هست و روش پارچه سیاه و اعلامیه مرگ همون جوون عزیز بود :( خیلی دلم شکست و فاتحه ای هم براش خوندم ..
بنده خدا تو سانحه تصادف جونش رو از دست داده ؛ اما من موندم و سوالی که این دنیا چقدر ارزش داره بخوام انقدر براش حرص و جوش بخورم ؟ آیا اصلا آمادگی این رو دارم که اگه همین اتفاق برای من افتاد با خیال راحت از این دنیا رفته باشم ؟ آیا نام نیکی از من بجا می مونه تو این دنیا ؟
نوشته شده در موضوع روزنوشت
  • ۰ نظر
  • ۱۳ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۱۳
  • نقل بلاگ
ازدواج ، اتفاقی فوق العاده خوب برای هر فردی که به بلوغ می رسه و متاسفانه این روزها و حتی این سال ها حال خوشی نداره ! چه روزهای خوشی بود وقتی که هر از مدتی خبر ازدواج اقوام رو می شنیدیم و دعوت می شدیم ، با این وجود که زیاد اهل مراسم نبودم ولی از ته دلم خوشحال می شدم که این پیوند مبارک اتفاق افتاده و دو تا جوون سر و سامون گرفتن :)
علت های مختلفی در این که آمار ازدواج کم شده وجود داره و قطعا اکثرش بر می گرده به کم لطفی و بی تدبیری مسئولا اما نمی شه همه چی رو هم انداخت گردن اونها و خود ما مردم و خانواده ها هم مقصریم ،، این مطلب رو که می نویسم ممکنه به مزاج برخی خوش نیاد ولی از بس مسئله مهمی هست دوست داشتم در موردش یکم بگم و از نحوه تشکیل زندگی خودم هم مختصر خاطراتی رو بیان کنم .
نوشته شده در موضوع روزنوشت
  • ۴ نظر
  • ۱۰ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۲۰
  • نقل بلاگ
این همه بهت می گن قدرت نه گفتنت رو ببر بالا ، اما شاید حواست نباشه که به دیگران هم همین حرف رو می زنن و ممکنه هر لحظه تو شرایطی قرار بگیری که طرف مقابل به تو نه بگه !
آیا واقعا انقدری رشد کردی که ناراحت نشی ، دلخور نشی یا حتی پشت سرش حرف نزنی که فلانی بی معرفته چون من یه چیزی ازش خواستم بهم نه گفت ؟
حالا این " نه " فقط خود کلمه نه نیستا ؛ وقتی یه رفتار اشتباهی رو مرتکب بشی و دیگری بهت تذکر بده هم یه جور نه گفتن به حساب میاد ، یا وقتی دوستت میاد و تو رو نقد می کنه هم همین معنی رو می ده ولی خب شکلش فرق داره !
به عکس العملی که هنگام " نه " شنیدن از خودت نشون می دی فکر کن و اگر جای کار داره اصلاحش کن !!
نوشته شده در موضوع درسنامه زندگی
  • نقل بلاگ
خنده و تایید نابجا
مراقب خنده هات باش ، ممکنه بعضی وقتا با خنده ای که می کنی مُهر تاییدی بزنی بر رفتار اشتباه دیگری ، رفتار اشتباهی که با خنده ی تو بیشتر تکرار بشه و به هر نحوی دل کسی برنجه ، قُبحی شکسته بشه و گناهی صورت بگیره !
روز حسابرسیِ اعمال که می شه یهو می بینی توی پرونده اعمالت ، مواردی هست که هیچ جوره نمی تونی درکش کنی ، همش می گی خدایا من که این کارا رو نکردم و بعد هم جواب می شنوی که درسته که این کار رو نکردی ولی خنده ی تو ، لایک تو ، انتشار مجدد تو باعث شد که تو هم توی این کار اشتباه شریک بشی !!
امام جواد علیه السلام هم فرمودن آنکه گناهی را تحسین و تایید کند ، در آن گناه شریک است .
خیلی مراقب باش !!
نوشته شده در موضوع درسنامه زندگی
  • نقل بلاگ
بر هیچکس پوشیده نیست و کسی نمی تونه منکر این بشه که نحوه برخورد ما با چیزی که مفت و مجانی به دستش میاریم و چیزی که بخاطرش هزینه می کنیم کاملا متفاوته !
یه کتاب بهت هدیه می دن تا چند روز اول از سر اشتیاق چند صفحه ای رو می خونی اما چند روز که بگذره دلسرد و بی خیال می شی ، ولی اگه بخاطر همون کتاب پولی رو بپردازی خودت رو به هر آب و آتیشی می زنی تا بخاطر هزینه ای که کردی اون رو بخونی . البته هستند افراد زیادی که باز وقتی پول کتاب هم می دن نمی خوننش ولی همیشه حرصش رو می خورن که چرا خریدمش پس ؟
مثال فراوان است و شما هم مثل من استاد یادآوری و مقایسه چیزهایی هستی که مفتی و پولی نصیبت شده !
نوشته شده در موضوع وبلاگ نویسی
  • نقل بلاگ
مدّتی بود که کولر آبیِ خونه ، سر و صدای عجیب و غریبی می داد ، بخصوص از نصف شب به بعد که همه جا ساکت می شد صدای کولر خیلی اذیت کننده می شد برامون ولی همش امروز و فردا می کردم که بعد می رم نگاش می کنم !
تا این که بعد از روزها بالاخره چند پله ناقابل رو رفتم بالا و دیدم دو تا بستِ دینام روی کانال کولر هست که لرزششون باعث ایجاد سر و صدا می شه و ما رو اذیت می کنه .. برداشتمشون ، رفتم پایین و مشکل حل شده بود و سکوت به خونه برگشت .
اصلا نمی دونم چه حکمتی هست که هر کاری رو باید زود انجام داد و پشت گوش ننداختش ، بارها شده که یه چیزی رو واسه خونه لازم داشتم و یه مغازه رو دیدم که منو به نیازم می رسوند اما می گفتم هنوز کلی راه دیگه هست و مغازه دیگه ای جلوتر پیدا می کنم ، عاقبت هم پیدا نشد و مجبور می شدم دور بزنم تا دوباره از همون مغازه خرید کنم ..
تجربه نشون داده که خیلی از کارهایی که برای انجام دادنشون امروز و فردا می کنیم ، در کمتر از نیم ساعت حل می شن !
لطفا هر کاری که داری ، در اولین فرصت انجامش بده !!
دو سه سال پیش به دوستم گفتم برو کارت ملیت رو هوشمند کن ، همش امروز و فردا کرد تا بالاخره کارِ بانکی براش پیش اومد و مجبور شد اقدام کنه برای تعویض کارت ملی ،، امّا الان چی شد ؟ ماه ها از ثبت مشخصاتش می گذره و هنوز کارتی صادر نشده ، چرا ؟ می گن یه قطعه ای که برای کارت ملی بوده تحریم شده و فعلا هیچی معلوم نیست .
باشد که درس بگیری !!
نوشته شده در موضوع درسنامه زندگی
  • نقل بلاگ
امروز متوجه شدم که برنامه فیدیبو بهمراه ایرانسل یه طرح خوب تا 20 مهرماه گذاشتن و هرروز یه کتاب صوتی یا الکترونیکی به کاربرا هدیه می دن !
نحوه دریافت به اینصورته که شما می بایست برنامه ایرانسل من ، رو نصب کنید و بعد واردش بشید و قسمت گوشیتو تکون بده و جایزه بگیر رو انتخاب کنید . برنامه یه کد بهتون می ده که باید برید به فیدیبو و از قسمت پروفایل روی فعال سازی کد تخفیف کلیک کنید ، یه کادر نمایش داده می شه که کد رو باید اونجا وارد کرد و روی ثبت کلیک کرد .
اگر کد مشکلی نداشته باشه می نویسه که همگام سازی کنید .. تنها کافیه به کتابخانه برید ، روی آیکون همگام سازی () کلیک کنید تا کتاب به لیست شما اضافه بشه .

نوشته شده در 4 مهر 98 :
امروز که روی قسمت گوشیتو تکون بده و جایزه بگیر کلیک کردم ، 10 تا پیامک هدیه بهم داد و در کل من متوجه نشدم که منظور دقیقشون چی بود :|
نوشته شده در موضوع روزنوشت
  • نقل بلاگ
نقل بلاگ
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات