عنوان مطلب، می تونه در هر زمینه ای استفاده بشه امّا هدف نگارش این مطلب، در زمینه وبلاگ نویسی هست و کاری به بقیه موضوعات نداریم.

همه ی شما در جریان وضعیت بد وبلاگ نویسی و رکودی که شکل گرفته هستید، اصلا شاید خود شما هم جزو افراد بی انگیزه ای هستید که در عصر جدید ارتباطات به وبلاگ نویسی فکر نمی کنه. به هر ترتیب یکی از آفت هایی که بعضا مشاهده می کنم، وابستگی به نظر دیگران هست که شاید نقش هرچند کوچکی در بی رونقی وبلاگ ها داشته باشه. در این که باید به مخاطب و نظراتش احترام گذاشت هیچ شکی نیست امّا این که بعضی از وبلاگ نویس ها برای انجام دادن اکثر کارهاشون مخاطب رو برای مشارکت در مورد ایده ها و افکارشون، مورد خطاب قرار می دن جالب نیست.

برداشت دیگری که از این وابستگی به نظر دیگران هست، اینه که عزیزانی وقتی مطلبی رو منتشر می کنن انگار توقع دارن که ده ها نفر بیان و برای اون مطلب نظر بگذارن تا فرد انگیزه بگیره برای مطلب بعدی. در این که آدم وقتی حس کنه مطلبش برای دیگری مفید هست و مشارکتی داخلش شکل گرفته قطعا لذّت بخش هست هیچ شکّی نیست. امّا بیایید و قولی به خودمون بدیم. هدف رو بگذاریم یک نفر! اون هم نه یک نفر نظر بذاره بلکه موثر بودن اون مطلب برای یک نفر.

مثلا شاید من دل نوشته ای رو می نویسم که هیچ کس هیچ چیزی ازش نمی فهمه و فقط حال من بعد از نوشتن اون مطلب بهتر بشه پس اون یک نفر خود من هستم. امّا همونطوری که در مطلب وبلاگ رو دست کم نگیر اشاره شد، خیلی از اتّفاقات بدون این که ما باخبر بشیم میفتن. بخوام مثالی بزنم همه ی ما برنامه های مختلفی رو دانلود می کنیم، از وبسایت های بزرگی که روزانه هزاران بازدیدکننده دارن امّا اکثر برنامه هاشون با وجود تعداد دانلودهای زیاد نظر خاصی نداره. حالا آیا اون صاحب وبسایت باید ناامید بشه؟ البته که نه چون هدف اون فرد شناخته شدن و کسب درآمد از راه تبلیغات و فروش یه سری چیزهاست امّا توی وبلاگ های عمومی اگه هدف بخواد نظر مخاطب باشه، اون وبلاگ به سمت نابودی کشیده می شه. پس در ساده ترین حالت اوّلین مخاطب و اوّلین استفاده کننده از مطالب رو خودمون در نظر بگیریم. به مرور وقتی مخاطبینی جذب شدن و احساس کردیم واقعا داریم دیده می شیم، اگه یکم بی خیال نباشیم، تصمیم می گیریم مطالبی رو بنویسیم که علاوه بر خودمون برای دیگری هم مفید باشه.

چیزی که برای خود بنده اثبات شده هست، هر چی مطلب عمومی تر و مجرّب تر باشه برای افراد، مشارکت هم بیشتر می شه. این مشارکت و همدلی صرفا دریافت نظر هم نیست، همین که طرف مطلب شما رو بخونه و احساس کنه که بغیر از خودش هم کسِ دیگری وجود داشته که فلان تجربه رو داشته، احساس خوبی بهش دست می ده.

دوستانه هم بخوام بگم، بعضا یک سری از دیدگاه ها چنان وقت و انرژی آدم رو می گیرن، که تا قدرت و انگیزه ی مجدد بدست بیاریم روزها طول می کشه. شاید خیلی از وبلاگ ها از اون ورِ بوم افتادن یعنی برای این که نظری دریافت نکنن تا بتونن حس واقعیشون رو بروز بدن، یا قید وبلاگ رو زدن و یا نظرات رو بستن.

پس مثل همیشه، می رسیم به خیرالامور اوسطها، هر کاری در حدّ اعتدال و وسطش خوبه. مایی که مخاطب هم هستیم، باید این مسئله رو رعایت کنیم حتّی در مورد ارسال نظر برای اون فرد.

پس:

اوّلین مخاطب هر مطلب، خودمون باشیم. این کار باعث می شه توقعات از بین بره چون حداقل خوشحالیم که کاری برای خودمون کردیم و اگه نظری برامون نیومد، دلسرد نمی شیم.

وقتی مخاطب حس کنه توی هر مطلب، اجبارا داره نظر می ده حالا به هر دلیلی، بعد از یه مدّت یه دلسردی میاد سراغش. پس بذاریم مخاطب راحت باشه و هروقت عشقش کشید نظر بذاره.

وقتی برای هرچیزی، خودمون رو وابسته به نظر دیگران بدونیم، هرکسی به خودش اجازه اظهار نظر در هر چیزی می ده که ممکنه ما مخالفش هم باشیم، امّا بخاطر یک سری از مسائل مجبوریم اون رو بپذیریم.

نقل نوشت

شاید این مطلب هم مثل برخی مطالب که در مورد وبلاگ نوشته می شه، مخالفینی داشته باشه امّا تک تک کلمات این مطلب با اطمینان و تجربه نگارش شده. با این حال نظر مخالفین هم محترم :)