شاید این روزها کمتر کسی وجود داشته باشه که اسم رمزارزها یا حداقل بیت‌کوین رو نشنیده باشه. بازار رمزارزها توی ایران چندان شناخته‌شده نبود و بعد از اوضاع نابسامان بورس، خیلی‌ها تصمیم گرفتن برای جبران ضررهاشون هم که شده، توی بازار رمزارزها سرمایه‌گذاری کنن. تعریف رمزارزها کمی پیچیده هست و اگه کسی تمایل به دونستنش داره، یه گشتی توی اینترنت بزنه می‌تونه به جواب برسه امّا خیلی کلّی اگه بخوایم بگیم، یه نوع دارایی هستن در بستر اینترنت که قیمتشون بر اساس عرضه و تقاضا مشخص می‌شه. مثلا بیت‌کوین یک روزی کمتر از یک دلار بود و اخیرا قیمتش به حدود 65.000دلار رسید که البته الان حدودا 42.000دلار هست.

امّا چه مشارکتی مد نظرم هست؟

از اونجایی که رمزارزها بین مردم داره جا میفته، قطعا کسایی هم هستن که دغدغه‌های خاص خودشون رو دارن. یکی از این دغدغه‌ها بحث حلال و حرام‌بودنِ سودی هست که از این معاملات بدست میاد. شاید این موضوع برای خیلی‌ها یه چیز خنده‌دار باشه، اگه شمای مخاطب از این دست افراد هستی لطفا فقط بخند و از ارسال نظر بی‌ربط خودداری کن. شاید فرجی شد و از لابلای دیدگاه‌های دوستانِ مقیّد و احتمالا محقق در این موضوع، به جواب مشخصی رسیدیم.


خب اوّل برداشت‌ها و دیدگاهِ خودم بعد از تحقیق و چندین ماه حضور در این بازار رو عرض می‌کنم:

اوّلین چیزی که به ذهن ما می‌رسه، مراجعه به مرجع تقلید هست، بعضی از مراجع که نه گذاشتن و نه برداشتن و حرام اعلام کردن، بعضی یک سری شرط و شروط گذاشتن و بعضی هم نظری ندادن در این مورد. مثلا رهبر تا مدّت‌ها نظری نداشت و تازگی‌ها اعلام کرده که خرید و فروش رمزارزها، مطابق با قوانین کشور هست و البته از حلال و حرام‌بودنش حرفی نزده.

اشکالی که به این قضیه گرفته می‌شه اینه که رمزارزها پشتوانه و مالیتی ندارن، از طرفی معلوم هم نیست که توسط چه کسایی اداره می‌شه پس اون رو رد کردن. امّا من وقتی به عقلم مراجعه کردم، به این نتیجه رسیدم که اگه قرار به پشتوانه باشه، از کجا معلوم همین پول ملی که اکثرا توی بانک‌ها هست دیگه قابل استفاده نباشه؟ مگر نه اینکه رمزارزها در بستر اینترنت هستن؟ خب اگه مثلا من 10میلیون پول هم داشته باشم اونم توی حسابم هست و هر لحظه ممکنه سرور خاموش بشه و هیچ کسی هم پاسخگوی من نباشه. از طرفی مالیت هم داره، افرادی که کم هم نیستن، رمزارزها رو بعنوان یه دارایی می‌شناسن و حاضرن اونها رو دریافت کنن و محصولی رو در قبالش ارائه بدن. ضمن اینکه بورسِ با حمایت و پشتوانۀ دولت هم دیدیم! آدمای زیادی اگرچه مقصر و ناآگاه دارایی‌هاشون رو از دست دادن و هنوز که هنوزه هیچکی پاسخگو نیست.


پس با استفتاء از رهبر، مجاب شدم برای ورود به این بازار. خرید و فروشِ رمزارزها یک سری مرحله داره که توسط صرافی‌های ایرانی به مراتب راحت‌تر هست امّا از نظر پشتیبانیِ رمزارزها، امنیت، سرعت خرید و فروش خیلی ضعف‌ها وجود داره که ترجیح افراد بر ورود به صرافی‌های خارجی می‌شه(حتّی با وجود تحریم و دردسرهای خاص خودش). توی صرافی‌های خارجی عموما 3جور معامله شکل می‌گیره:

  1. معاملات اسپات: مثل یه خرید و فروش معمولی، شما پول می‌دی و ارزی رو می‌خری یا پول می‌گیری و ارزی رو می‌فروشی، این وسط صرافی هم یه کارمزد بخاطر فراهم‎‌کردن بستر معاملاتی ازت می‌گیره.
  2. معاملات مارجین: این معامله هم مثل اسپات هست با این تفاوت که شما از صرافی، چندبرابرِ داراییت وام می‌گیری. امّا این وام در جهت رضای خدا نیست و به ازای هر ساعت کارمزد ناقابلی ازت کم می‌شه و مبلغی از پولت بلوکه می‌شه بعنوان ضمانت. اگر قیمت ارزی که خریدی هم کاهش پیدا کنه، تا زمانی که مبلغ وامت به خطر نیفته اتفاقی نمیفته، اگه قیمت برسه به حدی که صرافی پولش رو در خطر ببینه، ارز رو می‌فروشه و پولش رو بر می‌داره.
  3. معاملات فیوچر: تاریخچۀ معاملات فیوچر خیلی جالب و کاربردی هست که شاید یه روزی بصورت خودمونی توی مطلبی بیانش کردم، امّا فیوچری که توی صرافی‌ها هست شبیه به شرط‌بندی می‌مونه. یعنی اگه شما تحلیل بلد باشی و فیوچر کار کنی، چه توی ریزش‌ها و چه توی صعودها می‌تونی از بازار سود کنی.
توی این سه مورد، تنها مورد اوّل رو عقلانی و اسلامی دیدم، چون من پولی می‌دم و ارزی رو می‌خرم و مالک اون هستم. اگرچه توی مورد دوّم هم همینجوره امّا بحث ربا و گروگرفتن مطرحه و توی سوّمی هم که کلا شرط‌بندی هست و اگه از لورج یا اهرم استفاده بشه که باز هم همون بحث مارجین و ربا میاد وسط.

امّا توی همین معاملات اسپات و عادی هم شک و شبهه‌هایی برای آدم می‌مونه. مثلا یه جا شنیدم که می‌گن مال حرام حتّی اگه طرف ندونه هم توی زندگیش تاثیر می‌ذاره. حالا منی که اسپات کار می‌کنم احتمال می‌دم که خیلی از خرید و فروش‌هایی که انجام می‌شه از سودهایی هست که از طریق معاملات مارجین و فیوچر بدست اومده. از طرفی می‌گم خب باز هم یقین که ندارم من، پس مشکلی نداره!

یه مسئلۀ دیگه که هست فساد در این بازار هست، به قطعیت می‌گم اگه بازار بورس رو داغون و آشغال می‌بینید، بازار رمزارزها و بعضی نهنگاش هزاربرابر آشغال‌ترن. مثلا همین ایلان ماسک که غرق در ثروت هست و وارد رمزارزها هم شده یه توییت می‌زنه و قیمت یه ارز یه رشد یا نزول شارپی رو تجربه می‌کنه.

باز یه بحثی که همیشه توی اینطور بازارها مطرح هست، اینه که می‌گن سود برخی در گرو ضرر دیگران هست. یعنی اگه من سود کنم قطعا یه نفر دیگه ضرر کرده و از ضرر اون به جیب من رفته که من سود کنم.

یه روایتی هم از امام خمینی شنیدم که تاکید کرده بود نذارید پول، پول بیاره. الآن خیلی‌ها نشستن توی خونه و با سرمایه‌شون دارن کسب درآمد می‌کنن. قطعا این کار اثرات مخربی برای هر کشور داره چون وقتی شما ببینی توی یه روز فقط 10دلار سود کردی آیا حاضر می‌شی بری کار کنی با کلی دردسر و حقوق کمتر از این؟ تازگیا شنیدم که یه عده کارمند توی کره جنوبی از شغلشون استعفا دادن چون توی بازار رمزارزها سود کرده بودن.


این دلایل باعث شده هم دلسرد بشم از این قضیه و هم پافشاری کنم که می‌تونه مفید باشه برام. خیلی‌ها اعتقاد دارن رمزارزها و پروژه‌های ارزشمندِ بر بستر بلاک‌چین، پول آیندۀ دنیا هستن و از کجا معلوم الان فقها اون رو رد کنن و 5سال دیگه که بیت‌کوین شد 300.000 دلار علنا اون رو حلال اعلام کنن؟ آیا من پشیمان نخواهم شد و حسرت نخواهم خورد که چرا منی که بیت‌کوین 30.000دلاری رو دیدم الان باید با قیمت 10برابر بیشتر بخرم؟

خلاصه که توی یه برزخ گیر کردم، آیا کسی هست هم‌نگاه و هم‌تفکر و دنباله‌رو و رسیده به راه حل در این موضوع؟ خوشحال می‌شم مرا یاری کنید.