این روزها بازار کرونا داغ هست و حسابی رسانه ای شده، وقتی هم می ری بیرون از بس آدمای دستکش به دست و ماسک به صورت می بینی، خودت هم نخوای مور مورِت می شه. خلاصه این ویروسِ ناخونده، باعثِ ایجاد انگیزه ای برای ثبت این مطلب شد.

نقل اوّل: صاب کارم حساسیت داره، نمی دونم به چی فقط می دونم که کافیه یکی از بچه های انبار یه مِش مِش کنه و صدایی از دماغِ مبارک بزنه بیرون، تو شلوغ ترین روزهای کاری هم که باشه حداقل یک هفته مرخصیِ اجباری تو شاخ اون فرد هست! دیروز که اومد انبار، دیدم پیش قدم شده برای دست دادن؛ بعد از دست دادن بهش می گم سیّد انگار ناپرهیزی کردی، کلّی صحبت کرد که این کرونا انقدر ال نیست و بل نیست و این حرفا. البته سررشته ای هم تو این مسائل داره، فکر کنم فوق لیسانس ژنتیک هم هست.

نقل دوّم: بالاخره ما هم تا جایی که می شه سعی می کنیم فعلا دست ندیم، بخصوص با مهدی که از طریق مترو میاد انبار، دورادور سلام می کنیم. امروز هم وقتی اومد بخاطر کرونا با هم دست ندادیم، حدود ربع ساعت بعد رفتیم که بارِ یکی از شعب رو ببندیم. معمولا با یه دست، بسته ی جنس رو می گیریم و با دستِ دیگه هم بارکدخوان رو روی بارکد هر جنس می گیریم. 64 قلم جنس رو با دستاش لمس و نوازش کرد و بعد انداختشون روی زمین. فاکتور ثبت شد امّا نوبت رسید به چک کردن! چک کردن کار خودم بود. تک تک بسته هایی که مهدی گذاشته بود رو گرفتم توی دست و مرحله ی چک کردن به پایان رسید. قشنگ می تونم بگم به اندازه ی 64 بار دست دادن با مهدی بود حکایتِ این چک کردن! بگذریم از این که چقدر از اجناس دو بسته ای بودن :|

نقل سوّم: می گن یکی از بهترین کارها برای پیشگیری، شستنِ مرتّب دست هاست. سوالی برام پیش اومده که مثلا من دستم با برخورد به یک چیزی ویروسی شده و قراره برم دستم رو بشورم. دستم که ویروس داره و با همون دست شیرِ آب رو باز می کنم. همه هم که شنیدیم این ویروس ظاهرا خیلی جانگرفته هست و سریع سرایت می کنه! پس حتما به شیر آب هم می چسبه دیگه. خب دستم رو با مایع دستشویی شستم و ویروس ها یا کشته شدن و یا سُر خوردن و رفتن توی فاضلاب، من قرار نیست دوباره شیرِ آب رو ببندم؟ اگه شیرِ آب ویروسی شده باشه که دوباره دستم هم موقع بستنِ شیر آب ویروسی می شه :/

نقل چهارم: استاد رائفی پور حرف قشنگی می زنه، می گه ما ایرانیا عُرضه ی انجام دادنِ کار رسانه ای خوب رو نداریم. هر وقت دیدید یه کاری قشنگ رسانه ای شد بدونید این کارِ ما نیست. یک زمانی بچه تر که بودم یادمه همه جا این شعار سر داده می شد که فرزند کمتر، زندگی بهتر. حتّی روی بسته های نمکِ کوچیکی که قبلا بود و الان نیست هم این شعار نوشته شده بود. چه بسا دلیلشون از این کار هم این بود که ایران رو به سمت پیری بکشونن! باز بحث یوزپلنگ مُد شد بطوریکه از خندوانه و پایتخت و پیرهن تیم ملی در مورد این حیوان زیبا صحبت و حمایت می شد. بعد هم که کاشف به عمل اومد به بهانه ی حفاظت از یوزپلنگ ها چقدر دوربین های حرفه ای در مناطق مختلف گذاشته بودن که شهرهای موشکی رو پیدا کنن. باز همه شنیدیم که می گن آب هست ولی کم است! والا ما تا جایی که می بینیم آب هست ولی ول است!! این کارشون هم که برای زدنِ خودکفایی ایران تو صنعت غذایی بود که تهش برسه به واردات محصولاتِ غذاییِ اساسی مثل گندم، جو، ذرت و ... که یه روزی با تحریم این ها هم دست و بالمون رو ببندن. خب الان هم بهش فکر کنیم، رسانه ای شدنِ این ویروس به این شدّت، طبیعی نیست. چه بسا زدن انتخابات، درب و داغون کردنِ هر چه بیشتر اقتصاد ایران به خصوص روزای نزدیک به عید و شاید خیلی مسائل دیگه هم نقشه ی رسانه های معاند باشه.

نقل پنجم: به هر حال این ویروس وارد کشورمون شده، افرادی هم مبتلا شدن و ما هم باید احتیاط کنیم. امّا ترسِ ما از کرونا به مراتب از خود کرونا خطرناک تر هست دوستان!

نقل ششم: امروز کلیپ دو تا طفل معصومِ شاید 8-7ساله دیدم که مبتلا شده بودن به کرونا، خیلی نفس نفس می زدن و دلم براشون کباب شد :( بیایید و دعا کنیم که ایشالا با موفقیت و کمترین تلفات، شرّ این ویروس از سرمون کم بشه، نه تنها ایران بلکه کل دنیا :)

مناجات: خدایا نه می تونم حرف رسانه های خودی رو باور کنم که همه چیز رو سفید نشون میدن، و نه می تونم حرف رسانه های نخودی رو باور کنم که همه چیز رو سیاه نشون میدن. این میون، فقط می تونم خودت رو باور کنم و بهت ایمان داشته باشم تا دلم آروم بگیره. می دونم که تو خدای موسی هستی که وقتی اصحابش به دریا رسیدن، درمانده شدن و شاید ناامید! امّا تو دریا رو شکافتی که بگی شما فقط منو باور داشته باشید من بقیش رو حل می کنم. می دونم که تو خدای محمّد هستی که وقتی دشمنان دنبالش بودن و رفت داخل غار، به عنکبوتت دستور دادی تارش رو اونجا ایجاد کنه که دشمن وارد اون غار نشه. و هزاران مثال دیگه که می دونی و من نمی دونم! کمکمون کن که ایمانمون به خودت انقدی بالا بره که در مقابل فتنه های دنیا، مثل کوه استوار باشیم.