بنا به دلایلی به همراه یکی از اقوام، مشغول کار در قسمت آسیاب سبدسازی شدم. توی صحبت‌های اوّلیه قرار بر این شد که ما هر ماه 36تن سبد آسیاب‌شده رو تحویل بدیم و هرچی بیشتر از این مقدار آسیاب بشه بعنوان اضافه‌کاری و بصورت کیلویی حساب می‌شه. پس اگه فرض رو بر این بگیریم که 30روزِ ماه بخوایم بریم سر کار، باید حداقل روزی 1تن و 200کیلو سبدِ آسیاب‌شده تحویل بدیم.

من فقط دوروز اونجا بودم و توی این دو روز هم 1تن و 400 رو زدیم اونم کمتر از ساعت کاریمون. امّا خب کار هم کار سنگینی بود و خسته می‌شدیم. به کارفرمای محترم می‌گم شما ملاک رو بذار روی انجام کار نه ساعت کاری، مگر شما نمی‌گی که ما روزی 1200 بهت باید تحویل بدیم؟ خیل‌خب ما حداقل 1400کیلو بهت تحویل می‌دیم امّا هروقت که تموم شد، ما رو آزاد کن تا بریم. برام جالب بود هیچ‌جوره زیر بار نمی‌رفت. از اون جالب‌تر اینکه چشم دیدنِ استراحت‌کردنِ ما رو نداشتن! فکر کنم دو تا جوونِ چوب‌کبریتی رو با ربات اشتباه گرفته بودن. برای منی که 7سال یه جایی کار می‌کردم که ساعت کاری داخلش معنا نداشت مثل فحش می‌موند این قضیه! فکر کن نه ارباب‌رجوع میاد که ساعت کاری مهم باشه، نه حق و ناحقی اتّفاق میفته و نه هیچ چیز دیگه‌ای، فقط یه کوه از سبد جلوت هست که باید هرروز مقدار مشخصیش رو آسیاب کنی. البته از حق نگذریم کار سختی هم بود پس منم کلا عطاش رو به لقاش بخشیدم.

امّا اون آشنا فعلا موندگار هست و بهش گفتم ای آشنا، اگر دیدی باز هم انقدر روی بحث ساعت کاری سخت‌گیری می‌کنن، خیلی ریلکس کار کن و تا ساعت کاریت همون 1400 رو بزن، وقتی قراره این 8 ساعت رو اونجا باشی و همش هم کار کنی، پس چرا بدنت رو به فنا بدی؟

اینم از روزگار ما