دستکش من

۱۶ بهمن ۱۳۹۸ ساعت ۱۹
امروز، رفتیم توی خونه ای در پودنک که مُشتی وسایل رو بیاریم انبار مثل قفسه، کولر، لوله، پله و در یک کلام خرت و پرت! اول صبح دوستم بهم زنگ زده می گه محمّد دستکش من هم بیار. گفتم باشه و دستکش رو گذاشتم توی ماشین و با مهدی به سمت پودنک حرکت کردیم. توی راه فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که برای هممون یه دستکش نیاز هست چون هم وسایلا سرد بودن و هم تیز و ممکن بود به دستامون آسیب بزنن. رفتم ابزارفروشی و 3جفت دستکش صنعتیِ دیگه گرفتم. رسیدیم پودنک و یکی از دستکش های نو رو بهش دادم. اشاره ای نکرد که دستکش من اون قدیمیِ درب و داغون هست. کار پودنک تموم شد و برگشتیم انبار و وسایلا رو خالی کردیم. بعد از اتمام کار دستکشِ نو رو گذاشت داخل پلاستیک و بعد هم گذاشتش داخل ماشینش!!
و گفت دستکش من، توی ماشین باشه بهتره!
به همین سادگی مالکیت دستکش تغییر کرد :| ان شاء الله که شما این کار رو زرنگی نمی دونین و خودتون هم شیطون نیستید.
۱۱ ۰
لیست نظرات
محمد بچه شدی :/
ول کن اینا رو آخه سر یه دستکش بهم حسادت میکنن؟ :/😂
این طراحیه چقد قشنگه :)
:|
کافیه منو ببینی و بفهمی چقدر حسودم. این مورد قابل پخش بود :)
:)
سلام
دقیقا شغلت چیه؟؟؟
🙄🙄🙄
سلام کار توی انبار پوشاک.
😂😂😂😂😂
http://s6.picofile.com/file/8387261984/hahaha.jpg
چه عکس باحالی :)

Ahahahahah
:)
چه جالب . . .
:)
خدا رو شکر از این زرنگی ها ندارم
احساس میکنم حق دبگران ضایع میشه
خدا رو شکر
احساستون هم قابل احترام :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
نقل بلاگ
سلام خوش آمدید
محمّد هستم، استان فارس
مطالب نقل بلاگ، از هر موضوعی می تونه باشه. تلاشمو می کنم که هرکس وقت بذاره و مطالب رو بخونه، حداقل یه چیزی رو به دست آورده باشه، امّا حق بدید که بعضی وقتا نتونم به این هدف برسم چون دنیای من و شما با هم متفاوت هست بعلاوه این که گاهی اوقات چرندیات هم می طلبه :)
تبادل در نقل بلاگ معنایی نداره، همه چیزو دل مشخص می کنه.
آرزوی موفقیت برای شما :)
موضوعات
پیوندها
آخرین مطالب
بایگانی
دیدگاه های اخیر