نقل بلاگ

مکانی برای نقل دل نوشته ها و علاقه مندی ها

وبلاگ نویسی

این مطلب رو بخاطر روز وبلاگ نویسی می نویسم اگرچه با تاخیر ، پس شروع میکنم به نگارش متنی در مورد وبلاگ نویسی خودم بنا به پیشنهاد آقای هاتف و هر کسی که این مطلب رو می خونه دعوت به انجام این کار می کنم :)

زیاد حافظه درست و حسابی ندارم و نمی دونم که چی شد با وبلاگ نویسی آشنا شدم اما فکر می کنم طرفای سال 88 یا 89 بود که مثل خیلی ها توی بلاگفا شروع کردم .. دغدغه قالب رو از روز اول داشتم که همین موضوع باعث شد به انجمن وبلاگ نویسان که اونروزها در اوج خودش بود برم و سوالامو مطرح کنم و یاد دوستانی که انقدر خالصانه کمکم می کردن به خیر ( آخی ) .. گاهی به سوالایی که می کردم و عناوینی که براشون در نظر می گرفتم نگاه می کنم و کلی به خودم می خندم .

همینطور که سوال مطرح می کردم و دوستان جوابم می دادن علاقم به وبلاگ نویسی و همچنین کارهای مربوط به قالب بیشتر و بیشتر شد و باعث شد بتونم از کسی که اهل پرسش سوال هست تبدیل بشم به یک فرد پاسخگو و حتی ایجادکننده موضوعات جدید که خدمات ارائه می داد و وبلاگی رو ایجاد کردم که در ادامه عرض می کنم ! تا این که مدیر انجمن وبلاگ نویسان اون رو به کس دیگری واگذار کرد و خریدار جدید هم فقط به فکر کسب درآمد از تبلیغات بود که انجمن به کلی از رونق افتاد و همین الان هم که برید داخلش کلی مشکل داره که اصلا اقدامی برای حلش نکرده ! در حین فعالیت در انجمن ، وبلاگ نویسی خودم رو هم انجام می دادم و چند تا وبلاگ داشتم که بیشتر جنبه شخصی داشت و متاسفانه چون کسی هستم که زیاد اهل از این شاخه به اون شاخه پریدنه ، همشون رو حذف کردم جز میهن وب .. میهن وب یه وبلاگ توی بلاگ اسکای هست که مطالب آموزشی رو ارائه می دادم و بعد یکی از اعضای انجمن وبلاگ نویسان رو مدیر کلش کردم و خودم کنار کشیدم و الان هم از این کارم پشیمونم اما چه می شه کرد که دیگه رفت و هیچ فعالیتی هم نکرد ..

تا این که همون وقت ها توی انجمن وبلاگ نویسان ، اسم بلاگ بیان شنیده می شد که به واسه یکی از دوستان کد دعوت برام اومد و تونستم در بیان ثبت نام کنم و وبلاگی بسازم با نام میهن وب که البته سال هاست حذفش کردم .. بعد هم رسیدم به همین نقل بلاگ که چند بار در تیررس حذف قرار گرفت اما باز منصرف شدم و فکر می کنم بودنِ نقل بلاگ تا به الان هم یه معجزست .. امّا الان که نگاه می کنم می بینم چه حیف شد که دل نوشته های مربوط به این سال ها رو با چند کلیک حذف کردم ، بهرحال جوگیری چیز بدی هست که امیدوارم نصیب شما نشه :)

همیشه برای خودم قواعد خاصی داشتم و دارم ، حتی نسبت به فاصله یک کاما نسبت به حرف قبل و بعدش هم حساسیت دارم و اغلب سعی می کنم حداقل از نظر خودم هم که شده نوشته تمیزی رو در اختیار بازدیدکننده قرار بدم . نوشته های نقل بلاگ اغلب از عمری که داره سپری می شه میاد ، یعنی اگر در هر روزی مطلبی نوشته بشه قطعا در همون روز یا روزهای قبلش با همون مسئله درگیر بودم ، تلاش هم کردم جوری بنویسم که اگر کسی وقت می گذاره و می بینه حداقل احساس کنه که چیز بدردبخوری رو خونده !! مطالب نقل بلاگ بیشتر جنبه تلنگر داره ، اما فکر می کنم خودم و اکثر مردم کرِ باصرفه هستیم و فقط دوست داریم چیزایی ببینیم و بشنویم که برامون مسئولیتی ایجاد نکنه :)

احساس من به وبلاگ نویسی یه احساس خیلی قوی هست ، محیط وبلاگ و وبلاگ نویسی رو دوست دارم و ترجیح می دم که محیط تا حد ممکن ساده باشه و من رو درگیر اعداد و ارقام و ظواهر نکنه تا بتونم فقط درگیر نویسندگی بشم ، اگر بلاگفا یک سری امکاناتی رو که من مد نظرم بود داشت قطعا همیشه همونجا می موندم اما تا به الان که اضافه نشده و فکر هم نمی کنم اضافه بشه پس بیان رو در می یابم !!

معنای وبلاگ نویسی برای من در ابتدا یعنی احترام به خودم ، چون به نوشتن و قدرت نوشتن ایمان دارم و معتقدم اگر کسی بنویسه اول به خودش احترام گذاشته اما چه حیف بعضی ها هر چیزی رو می نویسن .. توی یکی از مطلب ها هم نوشتم که بعضی ها وبلاگ رو خونه خودشون می دونن و مقبول هم هست و هر چیزی که دوست دارن داخلش می نویسن و به مخاطب هم می گن که وبلاگ خودمه ، اما من می گم وبلاگ مثل یه خونه می مونه که درش بازه ، شما وقتی در خونت بازه هر کاری رو انجام می دی و هرجوری که دوست داری رفتار می کنی ؟ درسته که برای ماست اما بالاخره یک سری اصول و قواعد رعایت بشه قشنگ تره !!

آفت وبلاگ نویسی رو در ایجادشدن بدون هدف و جوگیر بودن وبلاگ نویس می دونم بطوری که یهو تصمیم به ایجاد می گیریم و تا مدتی بسیار پر و پا قرص مطلب می نویسیم و بعد دوباره دلسرد می شیم ، یهو از روی احساس مطلبی رو می نویسیم و بعد دوباره اون رو حذف می کنیم .

وقتی می بینم عزیزی خودش رو کوچیک می کنه و گداییِ نظر و یا بازدیدکننده می کنه حس بدی بهم دست می ده ، از مطالب کپی و جایگذاری خوشم نمیاد ، علاوه بر محتوا ظاهر وبلاگ دیگری هم برام مهمه ، تعجب زیادی می کنم از کسی که چیزی برای دانلود می ذاره که حتی لینک دانلودش برای سایت های بزرگ دانلود هست و هیچ امتیازی هم برای خودش محسوب نمی شه :|

اکثرا وقتی مطلبی رو می خونم ، نشانگر موس رو روی حالت انتخاب می ذارم تا رنگی بشه اما بعضی از وبلاگ ها که این امکان رو غیرفعال کردن کار رو برام سخت می کنن ..

وبلاگ نویسی برای من ، خوبی هایی داشته مثل بالابردن اشتیاق نویسندگی و خوانندگی چه در دنیای واقعی و چه در دنیای مجازی بطوریکه هم روی کاغذ می نویسم ، هم از روی کاغذ می خونم و همچنین هم توی وبلاگ می نویسم و هم مطالب دیگران رو می بینم ؛ گاهی از تجربه دیگران استفاده کردم و از سبک رفتارِ مثبت و یا زندگی نویسنده الگوبرداری کردم ، حتی گاهی خدا رو شکر کردم که زندگی و شخصیتی مثل نویسنده ندارم و ... در کل دنیای خیلی شیرینی هست برام ، دنیایی که گره خورده با زندگی شخصیم و خدا رو شکر می کنم که می نویسم و روح خودم رو تازه می کنم !

مطالبی که می نویسم برای خودم جذابن و همشون رو دوست دارم اما فکر می کنم منطقی ترین مطلبی که نوشتم و شاید کوتاه ترین مطلب هم باشه دوراهی زندگی هست !

در پایان شما رو دعوت می کنم به وبلاگ نویسیِ ( وبلاگ نویس آن نیست که گه تند و گهی خسته رود ، وبلاگ نویس آنست که آهسته و پیوسته رود ) با اخلاق و به دور از هرگونه غرور و تکبر و بی احترامی :)

نوشته شده توسط نقل بلاگ در تاریخ ۲۰ شهریور ۱۳۹۸ ساعت ۱۱
تاکنون ۲ نظر برای این مطلب ثبت شده است .
معلمی از جنس اینده ۲۰ شهریور ۹۸

سلام
هر پستی که درباره همین موضوع در بقیه ی وبلاگ ها خوندم ان ها هم از اول در یکی دیگر از سرویس های وبلاگدهی به جز بلاگ بیان بودند بعد وارد این سایت شدند ولی باورت میشه من از همان اول در بلاگ بیان ثبت نام کردم و وبلاگ ساختم تا حالا در هیچ کدوم از سرویس دهی وبلاگ دهی به جز بیان ثبت نام نکردم...
چه پست کوتاهی رو برای برترین پست انتخاب کردید خیلی هم خوبه در بقیه وبلاگ ها پست های برتر طولانی بود(چه بسیار پست های کوتاهی که در برابر پست های طولانی معنادار و اموزنده هستند)
حرف اخر شما یعنی در پرانتز رو خیلی دوست داشتم.

سلام بالاخره بیان اون اوایل دعوتنامه ای بود ، بود و نبودش هم فرقی نمی کرد به همین خاطر خیلی ها اگر هم می خواستن نمی شد داخلش ثبت نام کرد .. 
ممنون از دیدگاه و لطف شما ؛)
الف. جیم ۲۰ شهریور ۹۸

چه جالب شروع وبلاگ نویسی منم همون حوالی ۸۸،۸۹ بود
ولی خب یک درصد شما هم توی کارهای فنی وبلاگ تجربه ندارم...

فکر می کنم دهه 80 ، اوج وبلاگ نویسی خیلی ها بود ..
همون بهتر که نداری :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
‏‫‏‫
برو بالا تمامی حقوق برای نقل بلاگ محفوظ نیست .