نقل بلاگ

مکانی برای نقل دل نوشته ها و علاقه مندی ها

نقل بلاگ

مکانی برای نقل دل نوشته ها و علاقه مندی ها

سلام خوش آمدید

بدتری هم هست

۸ آبان ۱۳۹۸ ساعت ۰۰
سال هاست بخاطر وجود لکنت اذیت می شم ، دفعات مختلفی رو برای درمان رفتم آخرین بارش هم سال 96 بود که انقدری پیشرفت کردم که توی سالن بهزیستی جلوی 100 نفر نزدیک ربع ساعت صحبت کردم .. امّا مغرور شدم فکر کردم خیلی پیشرفت کردم و زیاد دل به تمرین ندادم تا این که آروم آروم پسرفت و دلسردی شروع شد ، تا همین چند روزِ پیش بارها تلاش کردم که دوباره تمریناتم رو از سر بگیرم اما نمی شد یا بهتره بگم نمی خواستم که نمی شد !!
تا این که پریشب ، ابوذر بهم زنگ زد ، دوستی بامعرفت و رفیقی عزیز که یک سالی می شد به خاطر بحث های مالیِ احمقانه از هم فاصله گرفته بودیم ، دو دل بودم گوشی رو بردارم یا نه که یه حس من رو به سمت پاسخگویی کشوند و جواب دادم ، بعد از احوال پرسی از اوضاع گفتارم پرسید که من هم با دلسردی جوابش رو دادم امّا اون عزیز حسابی بهم انگیزه داد و من رو تقویت کرد تا دوباره پا بگذارم تو این مسیر ، مسیری که پر از شکست بوده امّا شکست هایی که الان می تونه چراغ راه من باشه ..
مقدمه چیدم که بگم امشب هم با هم صحبتی داشتیم ، با بیان یک سری حرف ها تلنگر بزرگی بهم زد و تنم رو لرزوند ! از روی متنی خوند که فکر می کنم خودش نوشته بود که اینه :
توی جامعه ، بعضی ها عقب مانده ذهنی هستند ، بعضی ها هم کُند ذهن ، بعضی دیگه هم مادرزادی یا نابینا هستند یا ناشنوا و یا لال یا هر دو ... بعضی دیگه هم سرطان دارند که از هر مدلی ممکنه باشه ، سینه ، خون ، استخوان و ... بعضی دیگه هم کلا مشکل روانی دارن و باید تحت مراقبت های ویژه باشند ... یه سری ها هم با دیابت یا تالاسمی گریبان گیرن ... کسایی هم دیدیم که لمس هستند و روی ویلچر .... و خیلی موارد دیگه که حتما خودتون دیدین یا شنیدین .

بین این همه مورد ، منم لکنت دارم ... باید خیلی خوش شانس بوده باشم که هیچ کدوم از اینها رو ندارم و در عوض یه یار بد قلق دارم ، گاهی تصور می کردم که اگه لکنت نداشتم و قرار بود یکی از این موارد رو انتخاب می کردم ، کدوم رو انتخاب می کردم ... حتی تصور یکی از این موارد هم برام وحشتناکه ، چه برسه به اینکه داشته باشم !
من خیلی خوش شانسم از اینکه لکنت دارم نه چیز دیگه ای ... و از اون بهتر اینکه لکنت راه چاره داره ولی اینایی که گفتم اکثرا نه ... اما اون طور که مشخصه مساله لکنت دارو نداره ، از جادو جنبل و دعا هم آبی گرم نمیشه ...

با توجه به اینها در حال حاضر باید چی کار کنم ؟ چه راه حلی برای مساله لکنت وجود داره ؟ آیا تحمل شیوه سخت تر از تحمل هر کدام از مشکلات بالا ، (مثلا دیابت) است ؟
بیاین با هم یه تمرین انجام بدیم ... اگه قرار باشه بین کور بودن یا لکنت داشتن ولی با شیوه حرف زدن یکی رو انتخاب کنیم ، کدوم رو انتخاب می کنیم ؟

متوجه هستین که اصلا قابل مقایسه نیست ،  تفاوت فاحشی بین این دو وجود داره ... اصلا بیاین انجام بدیم ، چشهامون رو ببندیم و بریم برای برداشت یک لیوان آب از یخچال و خوردن اون ... البته در تاریکی مطلق یعنی بستن چشم با چشم بند که حتی متوجه نور هم نشیم ... می تونیم حتی سخت ترش کنیم و بریم سرویس بهداشتی .

واقعا ما قدر این فرصت و با شیوه حرف زدن رو نمی دونیم ... در شرایطی که نابینا بودیم، دیدیم که یه کار ۳۰ ثانیه ای چقدر پر خطر طول کشید .

 بیشتر شبیه یه شوخی می مونه که ما شیوه رو بلدیم و می دونیم ظرف چند هفته می تونیم بهش عادت کنیم و در همه جا ازش استفاده کنیم ولی باز با لکنت حرف می زنیم ... خیلی خنده دار و مضحک به نظر می رسه .
امّا تجربی هم بهم اثبات کرد ، دستم رو گذاشتم روی چشم هام و برای برداشتن بطری آب و ریختن اون توی لیوان تلاش کردم و دیدم چقدر کار سختی هست ، کاری که در شرایط عادی توی حداکثر 30 ثانیه انجام می دادم تو این شرایط حداقل 3-4 دقیقه شد بعلاوه نزدیک بود لیوان بیفته و بخورم به در و دیوار !! پشت تلفن لحظه ای سکوت کردم و شرمنده ی خدا شدم که چرا من انقدر ناشکرم ! بهم گفت هربار لکنت اذیتت کرد و ناراحت و دلسرد شدی چشمات رو ببند و دقایقی رو با این شرایط سپری کن اونوقت هست که متوجه می شی اونقدرها هم وضعیتت بد نیست .
این موضوع تنها به من و لکنت مربوط نمی شه بلکه برای تک تک شمایی که این مطلب رو می خونید هم موثر هست ، بالاخره می گن در این دنیا دل بی غم نباشد اگر باشد بنی آدم نباشد !! پس قطعا هر کس تو زندگیش از یه چیزایی می ناله و من درخواست دارم این روش رو امتحان کنه تا بفهمه اوضاعش اونقدرها هم که فکر می کنه بد نیست !
پ ن : می خوام خودم باشم .
پ ن 2 : شاید کلیپ های آموزشیِ نقل بلاگ رو که دیده باشید بگید تو که راحت صحبت می کنی امّا به شما بگم نخیر این از پیچیدگی لکنت هست که در شرایط کم استرس خودش رو زیاد نشون نمی ده و بسته به نوع محیط و استرس شدتش بالا و پایین می شه !!
پ ن 3 : منظور از شیوه در نقل قولی که نوشته شده ، رعایت یه سری تکنیک هایی هست که امثال من باید انجام بدن مثل شمرده حرف زدن ، کشیده گویی ، شروع آسان و لکنت کاذب و ...
پ ن 4 : التماس دعا :)
نوشته شده در موضوع روزنوشت
  • ۸ آبان ۱۳۹۸ ساعت ۰۰
  • نقل بلاگ
  • محمد برزین
  • سلام
    یه دوست کوچولویی دارم که اونم برای امام حسین میخونه و بشدت هم لکنت و به لطف امام حسین برای مداحی هیچ مشکلی نداره .
    الهی پر انرژی تر از همیشه باشید.
    سلام آقامحمد
    پس این دوست ، کوچولو بوده :)
    تشکر ، همچنین شما و همه عزیزان :)
    قدرت تفکر مثبت یک مفهوم عامه پسند است و گاهی اوقات می تواند کلیشه ای کمی را احساس کند. اما مزایای جسمی و روحی تفکر مثبت با مطالعات متعدد علمی نشان داده شده است. یک ذهنیت مثبت می تواند اعتماد به نفس بیشتری به شما بدهد . روحیه شما را بهبود بخشد و حتی ازاحتمال بروز شرایطی مانند فشار خون بالا ، افسردگی و سایر اختلالات مرتبط با استرس را کاهش دهد.
    شما می توانید تفکر مثبت را به عنوان تصویرسازی مثبت ، گفتگوی مثبت یا خوش بینی عمومی تعریف کنید ، اما اینها همه مفاهیم کلی و مبهم هستند. اگر می خواهید در تفکر مؤثر باشید و مثبت تر باشید ، به نمونه های مشخصی نیاز دارید تا بتوانید در طی مراحل کمک کنید.
    به عنوان نمونه روز را با تأیید مثبت شروع کنید_ روی چیزهای خوب متمرکز شوید ، هرچند کوچک_ در موقعیت های بد طنز پیدا کنید_ شکست را به درس تبدیل کنید_ گفتگوی منفی را به گفتگوی مثبت تبدیل کنید_ تمرکز روی زمان حال_ دوستان ، مربیان و همکاران مثبت را پیدا کنید.
    تقریباً هرکسی در هر شرایطی می تواند این دروس را در زندگی خود بکار ببرد و نگرش مثبت خود را افزایش دهد. همانطور که تصور می کنید ، مثبت اندیشی بازده پیچیده ای را ارائه می دهد ، بنابراین هرچه بیشتر آنرا تمرین کنید ، مزایای بیشتری خواهید داشت.
    ان شاالله که موفق باشید . . .
    سلام ، آره بعضی اوقات که این مثبت اندیشی رو در هر موضوعی امتحان کردم ، نتیجه خیلی خوبی دیدم .. اما متاسفانه نمی دونم اکثر آدما چرا اینطورین و کارهایی که باعث پیشرفتشون در یک زمانی شده رو فراموش می کنن و اگر فراموش هم نکن حس انجام دادنش رو ندارن !
    ممنونم از شما لطف کردید ، شما هم موفق باشید :)
  • محمد برزین
  • سلام
    شما انسان توانمندی هست و این در همین وبلاگ بشدت نشون داده شده .
    من هم یکی از دوستانم مداحه و موقع مداحی هیچ لکنتی نداره ولی موقع حرف معمولی بشدت لکنت پیدا می کنه

    و حرف آخر
    خدا گر ز حکمت ببندد دَری ز رَحمَت گُشاید درِ دیگری
    سلام آقا محمد ممنون نظر لطف شماست .
    آره اگر منظورتون به حاج امیر عباسی هست لکنت داره و شدید هم هست .. یکی از صحبت های ایشون رو که دیدم اگر اشتباه نکنم می گفت عنایت امام حسین هست که وقتی نوحه می خونم لکنت سراغم نمیاد .
    من خودم به لطف ائمه ایمان دارم ولی فکر می کنم لطفی که امام حسین به ایشون کرده ، همون حب خودش رو تو دل حاج امیر انداخته و همین حب و دوست داشتن باعث شده که حاج امیر شروع کنه به مداحی و از بچگی این کار رو کرده و اعتماد به نفسِش رو به دست آورده .. کلا مداحی و شعر خوانی و هر چیزی که یه ریتم داشته باشه خیلی کمک کنندس برای روان تر صحبت کردنِ افراد دارای لکنت !!
    در کل لکنت خیلی پیچیده هست فقط کافیه دور و برتون کسی باشه تا به حرفم برسید ..
    در مورد بیت زیباتون هم بله واقعا خدا انقدری بهم لطف داشته و داره که تو بدترین شرایط هم ازش گلایه ای نکردم ، ناراحت شدما اما از خودم نه از خدا چون مقصرش خودمم !
    و واقعا ممنون از دیدگاه انرژی بخشتون آقا محمد :)

    فرم ثبت دیدگاه

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    تجدید کد امنیتی
    نقل بلاگ
    طبقه بندی موضوعی
    آخرین نظرات