نقل بلاگ

مکانی برای نقل دل نوشته ها و علاقه مندی ها

درسنامه زندگی
من نمی دونم چرا این شکم برای افراد انقدر مهمه ، توی انبار افراد مختلفی آشپزی می کنن که یکیش هم خود من هستم ! بارها شده که غذا یکم شور بوده ، بی نمک بوده ، چرب بوده یا هر چیز دیگه ای بعضی از بچه ها دیگه آبروداری نمی کنن ! با صدای بلند می گه وای چرا غذا اینجوری شده .. خدا نکنه که یه مو توی غذا پیدا بشه اونوقت دیگه دست از غذا می کشن و چیزی هم نمی خورن .
اصلا جدای از این که شکم ، ارزش این رو نداره که انقدر بخاطرش حرص و جوش بخوریم ، یه جورایی زحمات آشپز هم نادیده گرفته می شه و حس بدی بهش دست می ده ! خودم بارها از زبون علی اکبر شنیدم که خیلی از این رفتارها می رنجید گرچه مدتی هست از انبار رفته و حداقل از دست این مورد راحت شد !!
باید پذیرفت که هیچ وقت همه خوراکی ها مطابق میل ما نیستن ، اما آیا ارزش این رو هم دارن که خودمون رو به هر آب و آتیشی بزنیم ؟
اعتراف می کنم وقتی کوچیک بودم هر روز با مامانم سر این که چرا فلان غذا داریم ، چرا گوشت کمه ، چرا غذای نونی هست و کلی اراجیف دیگه دعوا داشتم اما خدا لطف کرد و الان به حدی رسیدم که نون خالی هم برام بیارن می خورم و خدا رو شکر می کنم . البته فکر می کنم این خصلت خوب رو مدیون روزه و همچنین رشد عقلیم هستم !
الان به حدی رسیدم که انقدر نسبت به نوع غذا بی اهمیت شدم که از بس بهش فکر نمی کنم ، خانمم وقتی ازم می پرسه ناهار چی درست کنم بهش می گم سوال خیلی سختی پرسیدی و باور کنید هر چی فکر می کنم نمی دونم چه جوابی بهش بدم !! دیگه بنده خدا خودش دست به کار می شه و هر چی صلاح دونست رو درست می کنه :)
نوشته شده توسط نقل بلاگ در تاریخ ۱۶ مرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۹
تاکنون ۱ نظر برای این مطلب ثبت شده است .
نـــای دل ۱۷ مرداد ۹۸

خیلی خوبه..
هر چی گذاشتن بخوریم و شکر گذار باشیم...

آره واقعا قناعت و شاکر بودن نعمت بزرگی هست .
ممنون از دیدگاهتون :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
‏‫‏‫
برو بالا تمامی حقوق برای نقل بلاگ محفوظ نیست .