نقل بلاگ

نقل دل نوشته ها و علاقه مندی ها

۷ مطلب با موضوع «وبلاگ نویسی :: حرف دل وبلاگی» ثبت شده است.

خب از اونجایی که هر از مدّتی شاهد بحث‌هایی هستیم در مورد برتری سرویس بلاگفا یا بیان، هوس کردم یه مطلبی رو در این مورد بنویسم. اوّل خدمت اون دسته از عزیزانی که کاربرای یه سرویس رو برتر و یا پایین‌تر از سرویس مقابل می‌دونن عرض کنم که با این دیدگاه کاملا مخالفم. وقتی چنین بحث‌هایی مطرح می‌شه یاد بحث‌های نژادپرستانه‌ای مثل ایران و افغانستان میفتم که بعضی از ایرانی‌ها خودشون رو برتر و بالاتر از افغانستانی‌ها می‌دونن و حقیقتا موندم چطور به این نتیجه رسیدن و انقدر مطمئن هم بیانش می‌کنن 🤔

امکانی در پنل بیان وجود داره بنام فهرست دنبال کنندگان، بنده یکی از مخالفان سرسخت این امکان بوده و هستم. تنها هم مختص به این سرویس نیست، در هر جایی که این امکان باشه حس خوبی نسبت بهش ندارم.

اوّلین دلیل سرکش شدن و یا تضعیف روحیه نویسنده هست. شاید خیلی ها متوجّه این نکته نشن امّا تعداد دنبال کننده های اونها چه کم و چه زیاد، روی رفتار اونها تاثیرات منفی گذاشته که شاید خودشون هم باخبر نباشن.

دوّمین دلیل به وجود اومدن فضای تبادلی برای دنبال کردن و دنبال شدن هست. با تبادلی شدن، به مرور از کیفیت مخاطبین کم می شه و فقط یک کمیت می مونه که وبلاگ رو به سمت شبکه های اجتماعی مثل اینستاگرام سوق می ده.

یک سری واقعیت از دنیای وبلاگ نویسی رو مجرّب خدمتتون عرض می کنم:
  • شاید فقط 1 درصد افراد بتونن واقعا از فضای وبلاگ نویسی دل بکنن و واقعا به این دنیا برنگردن، حتّی اگه مطلب ننویسن بصورت مخفیانه وبلاگ هایی رو دنبال می کنن یا بهتره بگیم حداقل یه روزی دوباره بر می گردن.
  • هر کسی حداقل یک بار وبلاگش رو حذف کرده!
  • بچه بازی، پست های یک کلمه ای نهایت یک خطی، کپی پیست و امثالهم جزو سوابق هر وبلاگ نویسی هست امّا به مرور این مسئله با توجه به گذر زمان کمرنگ می شه. بدا به حال کسایی که بعد از بزرگ شدن هم همچنان این کارشون رو ادامه می دن.
عزیزی توی نظری دعا کرد که خدا به وبلاگت برکت بده، خوشحال شدم از دعای قشنگش امّا آنچنان نفهمیدمش! امّا بعد از مدّتی فهمیدم با وجود بازدیدکننده و دنبال کننده های خیلی کمی که دارم یه حس خوب توی وبلاگ همیشه وجود داره که فراتر از آمار و ارقام هست و بسی لذّت بخش :) خدا رو شکر، ایشالا که خدا به وبلاگ هممون برکت مضاعف بده :)
خب هدف از ارسال این مطلب اینه که در مورد کپی رایت نقل بلاگ توضیحاتی بدم چون بهرحال عزیزانی دارن از آموزش ها و یا قالب های نقل بلاگ استفاده می کنن.
حقیر بعد از تصمیمی که در مطلب گذشت از قانون های منطقی گرفتم، حقیقتش وارد فازی از بی خیالی شدم و هیچ سخت گیری نکردم که خدایی نکرده باعث نشم کسی از روی ندانستن، مرتکب کار اشتباهی بشه و نارضایتی شخص بنده گریبان گیرش بشه. امّا این تصمیم رو مکتوب می کنم که ماندگار بمونه
تصمیم از سر احساس

شاید خیلی از اتفاقات زندگی مطابق میل ما نباشه امّا کار خاصی هم از ما بر نمیاد ، مثلا هرروز با عضوی از خانواده درگیری یا روزی که با همکلاسی یا همکارت بحث و جدل نداشته باشی وجود نداره ، حالت گرفته می شه امّا بهرحال مجبوری که تحمّل کنی . هر چه وابستگی و احساسات بیشتر باشه دل کندن هم سخت تر و حتی غیرممکن خواهد بود . مقدمه ای کوتاه بیان شد تا برسم به وبلاگ نویسی ، شاید از نگاه خیلی از افرادی که به سر تا پاشون نگاه می کنی و نویسندگی رو در نوشتن جمله ای طنز در وضعیت واتس اپ خودشون می دونن ، وبلاگ نویسی یه مسئله ی کاملا بی اهمیت باشه ولی برای من و شما که لذت وبلاگ نویسی رو تجربه کردیم قطعا یه حس خوب هست . امّا این حس خوب به قدری هم نیست که بتونه در هر شرایطی ما رو از حذف وبلاگمون منصرف کنه !

بنظرم باید به وبلاگ نویسی به چشم یه فرصت هم نگاه کرد ، فرصتی برای درک این مسئله که همیشه همه ی اتفاقات مطابق میل ما رقم نخواهد خورد .. منصفانه یاد روزهایی بیفت که مطلبی ارسال کردی و بیشتر مخاطبانت اون مطلب رو درک کردن و کلی نظرهای خوشمزه برات فرستادن و تو هم لذتشو بردی اما بعضی از مطالبت هم مخالف داشته و حتی بحث و جدلی شکل گرفته و تا حد توهین و این حرف ها هم رسیده . این جاست که وقت اثبات خودت به خودت هست . ببین تویی که با مشاهده چندین جمله بصورت نوشتاری بدون شنیدن هیچ صدا ، نگاه و لحنِ تندِ همراه با عصبانیت تا این حد از کوره در رفتی اگر قرار باشه کسی در دنیای واقعی با تو اینطور مخالفت کنه چطور برخورد می کنی ؟

گهگاهی تو یه سری از وبلاگ ها می بینم که با دنبال کننده های مخفی صحبت می شه ، مثلا می گن لطفا با هویت ما رو دنبال کنید تا ما بفهمیم چه کسایی بیننده مطالب ما هستن یا بعضی ها با حالت گلایه رسما اعلام می کنن که قطع دنبال کنید ؛ خیلی ها هم هستن که شاید اشاره ای بهش نکنن ولی حس کنجکاوی تو وجود هر فردی هست و بالاخره دوست داره بدونه اون مخفی ها کیا هستن ؟
اما تا حالا فکر کردید اگه توی پنل مدیریت وبلاگ گزینه ای بنام فهرست دنبال کنندگان وجود نداشت با خیال راحت سرمون رو می گذاشتیم رو بالش و می خوابیدیم ؟
با یه مثال توضیحی می دم ، گلاب به روتون وقتی نصف شب بلند می شی تا بری دستشویی ، یک بار تصمیم بگیر چراغ رو روشن نکنی و در حالت تاریکی کار خودتو انجام بدی ، شاید چند تا آقا سوسکه هم کنار جایی که شما نشستی باشن و مشغول خورد و خوراک خودشون هستن اما شما اصلا عین خیالت هم نیست .. اما چرا ؟ تنها دلیلش بر می گرده به علم شما ، شما تو اون لحظه نمی دونی کنارت سوسک هست و بخاطر همین بدون هیچ ترسی می ری اونجا !!
بر هیچکس پوشیده نیست و کسی نمی تونه منکر این بشه که نحوه برخورد ما با چیزی که مفت و مجانی به دستش میاریم و چیزی که بخاطرش هزینه می کنیم کاملا متفاوته !
یه کتاب بهت هدیه می دن تا چند روز اول از سر اشتیاق چند صفحه ای رو می خونی اما چند روز که بگذره دلسرد و بی خیال می شی ، ولی اگه بخاطر همون کتاب پولی رو بپردازی خودت رو به هر آب و آتیشی می زنی تا بخاطر هزینه ای که کردی اون رو بخونی . البته هستند افراد زیادی که باز وقتی پول کتاب هم می دن نمی خوننش ولی همیشه حرصش رو می خورن که چرا خریدمش پس ؟
مثال فراوان است و شما هم مثل من استاد یادآوری و مقایسه چیزهایی هستی که مفتی و پولی نصیبت شده !