نقل بلاگ

مکانی برای نقل دل نوشته ها و علاقه مندی ها

۱۴ مطلب با موضوع «از زندگی» ثبت شده است .
از زندگی
خیلی کم دیدم توی وبلاگ یا شبکه های اجتماعی کسی بیاد و از خودش نقد کنه ، یکم درباره خصلت های بد خودش حرف بزنه ، همش در مورد این که فلانی فریبش داده یا دلش رو شکسته حرف زده می شه ، از این که بهش بی احترامی شده صحبت می شه یا تمام زمین و زمان رو می دوزه که بگه من مقصر نیستم !!
که البته در واقعیت هم همین مسئله وجود داره ؛ فقط من موندم اگر همه خوب هستن و افرادی دارن در حق این همه ظلم می کنن پس اون افراد ظالم دقیقا چه کسایی هستن ؟
متاسفانه هیچ کس نمی خواد بپذیره و به خودش بگه که آره من هم مشکل دارم ، من هم دیگری رو رنجوندم و مسبب خیلی از اتفاقات خود من هستم .
در مرحله بعد هم فشارها و ناراحتی ها و احساس نیازی که هر فرد داره باعث حضورش در فضای مجازی می شه و اتفاقات زندگیش رو از دید خودش بیان می کنه که قطعا این دید ، هرگز خودش رو مقصر نمی بینه .. از اون طرف هم مخاطبانی اکثرا دلسوز و کمترا بی خیال بهش حق می دن و شاید غیرمستقیم چه ظلم هایی که به نویسنده نمی کنن و ناخودآگاه حسی در نویسنده ایجاد می شه که آره این محیط انگار منو بیشتر درک می کنه و بیشتر وقتش رو سپری می کنه و هیچ چیز خاصی هم نصیبش نمی شه !!!
باید این روحیه در من بوجود بیاد که بتونم خیلی راحت در مورد کارهای اشتبام صحبت کنم و در جهت تغییر اونها به سمت بهترشدن تلاش کنم .
ثبت دیدگاه
نوشته شده توسط نقل بلاگ در تاریخ ۲۱ شهریور ۱۳۹۸ ساعت ۱۲
از زندگی

اگر ما بعنوان یک نامسلمان ، تصمیم داشته باشیم در مورد اسلام تحقیق کنیم قطعا اولین کاری که انجام می دیم استفاده از موتورهای جست و جو بخصوص گوگل هست که متاسفانه بخاطر کم لطفی های این موتور جست و جوگر خیلی از اتفاقات خوب رو مخفی نگه می داره .. کافیه که جست و جویی انجام بشه تا چهره هایی از افراد قمه زن و خون و خونریزی برای فرد نمایش داده باشه تا خودش و هفت جد آبادش از مسلمون شدن فرار کنن ..

پویشی چند ساله که راه افتاده به نام نذر خون ، که افراد در ایام محرم و صفر بخصوص روز تاسوعا و عاشورا اقدام به اهدای خون می کنن و تلاش می شه که چهره مسلمونا و شیعه خیلی قشنگ تر منتشر بشه :)

در یک کلام شما هم دعوتید و اگر دوست داشتید می تونید این کار قشنگتون رو در شبکه های اجتماعی و یا وبلاگتون به اشتراک بگذارید .

فرارسیدن عاشورای حسینی هم به شما تسلیت می گم ، ملتمسانه درخواست دعا دارم هنگام جاری شدن اشک چشم زیباتون برای همه crying

ثبت دیدگاه
نوشته شده توسط نقل بلاگ در تاریخ ۱۸ شهریور ۱۳۹۸ ساعت ۲۰
از زندگی

سوالی که این شب ها ذهنمو درگیر کرده اینه که می گم چرا ما از سینه زدن و فریاد زدن بر مظلومیت امام حسین علیه السلام هم خجالت می کشیم ؟

ماجرا از اون جایی شروع می شه که اکثر آدما یه خصلت عجیب و غریب دارن بنام تبعیت از جمع ، یادمه چند وقت پیش می خواستن یک طرف بلوار سپاه رو آسفالت کنن که همون مسیر مسدود شده بود ، یه سری راننده ها از اون طرف خیابون و بدون هماهنگی راهنمایی و رانندگی و یا مسئولان مرتبط سرخود از اون دست خیابون و خلاف راننده های اونوری ، رانندگی می کردن .. قطعا یه سری راننده های دیگه از اون ها تبعیت کردن و دنبال اون جلویی ها رفتن و من که سر میدون بودم قشنگ دیدم ماشین راهنمایی و رانندگی همونجا وایساده و تک تک ماشین هایی که خلاف میومدن رو جریمه می کرد .

حالا قضیه سینه زنی هم دقیقا همینجوره ، قطعا شما بهتر از من می دونید که افرادی هستن جلو مداح با ضربات محکم تر و سر و صدای بیشتر مجلس رو گرم نگه می دارن و هر چه از مرکز دورتر بشینید محیط خلوت تری رو تجربه می کنید چه از نظر سینه زدن و چه از نظر فریاد بر مظلومیت و خطاب امامان عزیز ! شخصا بخاطر تجربه کردن در هر نقطه ای از مجالس نشستم و قشنگ همین موضوع تبعیت از جمع رو در این مجالس هم به خوبی احساس کردم .

ادامه مطلب ثبت دیدگاه
نوشته شده توسط نقل بلاگ در تاریخ ۱۶ شهریور ۱۳۹۸ ساعت ۱۱
از زندگی

چند روز پیش بعد از سال ها رفتم پیش یکی از آشناهامون و با هم گپ زدیم تا این که خواست عکس یکی از دوستاش که وقتی با هم ترکیه بودن که هر دفعه می گفت خیلی شبیه به منه رو نشونم بده ..

توی گالری گشت اما ندید و دست به دامن اینستاگرام شد تا از روی حساب کاربریش ، تصویرش رو به من نشون بده .. همینجور که داشت می گشت یه لحظه بهم گفت محمد ، تو الان با شاخ اینستا طرف هستی پستام تا 60.000 تا لایک هم می خوره و چندتاییش رو نشونم داد . پست هایی به شدت ارزشمند شامل رقص یه سری جانور و شوخی های عجیب و غریب افراد با هم indecision

لحظه ای خندم گرفت و بهش گفتم خوبه امّا امیدوارم تو زمینه های دیگری از زندگیت انقدر موفق باشی تا دیگران تو رو با لایک های واقعی تحسین کنن !

تا این که باز گرم صحبت شدیم و وقت خداحافظی رسید ، بعد با خودم فکر کردم که بله این دوست عزیز من یه سری تصویر و یا فیلم رو به اشتراک گذاشته امّا این که 60.000 نفر اون پست رو بپسندن یه چیز عجیب و غریبی هست . اگرچه خیلی از این پسندیدن ها شده عادت کاربران اینستاگرام مثلا گاهی می دیدم افرادی پست ها رو دونه دونه مرور می کردن و بطور کاملا ناخودآگاه اون ها رو هم می پسندیدن و می رفتن سراغ پست بعد ولی باز جای تاسف و تامل داره ..

امیدوارم طرح مخفی شدن تعداد لایک های اینستاگرام در کل کشورهای جهان عملی بشه تا حداقل فقط خود صاحب اکانت اون رو بتونه ببینه ولاغیر که البته از بعضی افراد هم بر میاد یه عکس از صفحه گوشیشون که تعداد لایک های پست هاشون هست رو باز به اشتراک بذارن !

باشد که از وقتمان و ضربات انگشتانمان بهتر استفاده کنیم !

 

ثبت دیدگاه
نوشته شده توسط نقل بلاگ در تاریخ ۱۲ شهریور ۱۳۹۸ ساعت ۱۸
از زندگی

دیروز فرصت شد و صوت یکی دو جلسه از سخنرانی آقای پناهیان در مورد نشاط رو گوش کردم و شرمنده ی خدای خودم شدم . بنده ای که اگر خدای خودش رو درک کنه ، چنان نیرویی پیدا می کنه که جابجایی کوه براش چیزی نیست ! متوجه شدم که اگر اشکالی از خیلی افراد سر می زنه دلیلش انسان های مذهبی ای هستن که فقط به ظواهر دین اهمیت می دن .. کسایی که شاید الگوی افرادی باشن که به مسائل دینی و مذهبی کمتر مقیّد هستن !

دینداری ما باید طوری باشه که ازش لذت ببریم و بحال کسایی که مثل ما نیستن ، دلمون بسوزه .. اگر روزه ای می گیریم ، اگر توی مراسم عزاداری شرکت می کنیم ، اگر شیعه امیرالمومنین هستیم ، اگر نماز می خونیم طوری لذت ببریم و احساس شادی کنیم که دیگران احساس کنن شادی های اونها در مقابل ما هیچی نیست . چیزی که الان برعکس شده ، کسایی که به مسائل مذهبی مقیّدتر هستن نه می گن نه می خندن ، نه لذتشو می برن اونوقت توقع هم هست که دیگران مثل اونها بشن .

ادامه مطلب ثبت دیدگاه
نوشته شده توسط نقل بلاگ در تاریخ ۹ شهریور ۱۳۹۸ ساعت ۱۷
از زندگی

از استدلال های عجیب و غریبی که بعضا می شنوم از آقایون متاهل اینه که می گن مگه هر کی تلویزیون داره ، سینما نمی ره ؟

این جمله رو وقتی شنیدم که به یکی از دوستان متاهل که شاید نگاه خاصی به دختران خیابون داشت گفتم تو که متاهل هستی و از تو این حرف ها و نگاه ها تا حد ممکن نباید سر بزنه ، که در جواب بهم گفت مگه هر کی تلویزیون داره ، سینما نمی ره ؟

منم بهش گفتم خیل خب استدلال تو قبول ، ولی قبول کن که خانم تو هم می تونه همین استدلال رو داشته باشه برای خودش ، تو قبول می کنی ؟

بعد یه لحظه که نمی دونست چی بگه ، گفت خب من شوخی می کنم باهات که این حرف ها رو می زنم ! منم دیگه چیزی نگفتم ولی خودش فهمید که جوابش رو گرفته !!

ثبت دیدگاه
نوشته شده توسط نقل بلاگ در تاریخ ۸ شهریور ۱۳۹۸ ساعت ۱۹
از زندگی

خدا زیاد کنه امثال صاب کارهای من رو ، بسیار انسان های شریف و سخاوتمندی هستن بخصوص به لطف خدا با من رفتار خیلی مناسب تری نسبت به بقیه دارن !

از بس فردِ امتحان بُکُنی بودم و هستم ، توی خیلی از کارا سرک کشیدم و انصافا توی همشون هم موفق بودم ولی بعد از مدتی نسبت به همشون سرد می شدم چون یه سری چیزها برام آزاردهنده بود .. بخاطر اهمیت دادنم به حلال خور و کار درست بودن کارفرما قید خیلی هاشون رو زدم ، باز بعضی ها هم که آدم های درستی بودن محیط کاری و همکاران عجیب و غریب داشتم ، باعث می شد که از اون کار منصرف بشم !

دست تقدیر من رو کشوند سمت انسان های شریفی که چند سالی هست در خدمتشون هستم ، گرچه شاید از نظر دیدگاه با تمام همکارانم متفاوت باشم اما انقدر وجود و نَفَس صاب کارام برام ارزشمند هست که خیلی از سختی ها رو تحمل می کنم .. هر از گاهی یه سری دلگرمی ها هم برام بوجود میاد که خدا رو دوچندان شکر می کنم .

مثلا همین چند روز پیش ، کل موجودیم زیر 50.000 تومن بود و هنوز وقت حقوقم هم نرسیده بود که آقا محمد اومد بهم گفت محمد اوضاع مالیت چطوره ؟ هر وقت نیاز داشتی حتما به خودم خبر بده . من هم گفتم خدا رو شکر فعلا که هست ممنونم ولی حس اطمینان بخشی که بهم داد برام از هر چیزی لذت بخش تر بود .. این تازه فقط قطره ای از لطف آقا محمد بود و در مورد 3 تای دیگه از صابکارام هم حرف ها می تونم بزنم .

آقا محمد قراره یه عمل جراحی داشته باشه ، بخاطر همین گفتم تنها یکی از خصلت های مثبتش رو بگم که مخاطب درک کنه توی جامعه ما ، نیاز به همچین کارفرماهایی زیاد احساس می شه و درخواستی که از شما دارم براش دعا کنید که ایشالا سالم و سلامت و بهتر از قبل دوباره برگرده پیش ما heart

ثبت دیدگاه
نوشته شده توسط نقل بلاگ در تاریخ ۶ شهریور ۱۳۹۸ ساعت ۲۱
از زندگی
یک روز گذشت ولی انقدر عید غدیر بزرگ هست و ارزشمند حیفم میاد به هر کسی که این مطلب رو می خونه تبریک نگم :) امیدوارم که عید غدیر بر شما مبارک باشه و هر روز و هر روز بیشتر و بیشتر به عشق علی علیه السلام زندگی کنید .
اما دیروز جشن عید غدیر داشتیم همراه با قرعه کشی که 15.000.000 تومن جایزه بین 16 نفر قرعه کشی شد و تا آخر شب هم دورش بودیم .. شیرازی های اطراف شریف آباد می دونن که تو چمن مصنوعی سر چهارراه چه خبر بود .. روز خیلی سخت و پرکاری بود طوریکه از ظهر تا ساعت 12 شب دور پهن کردن ، برگزاری و جمع کردن بودیم اما هر چی که بود دیگه تموم شد و از دست سختی های این قرعه کشی راحت شدیم ! فکر می کنم صاب کارم دیگه پشت دستش رو داغ کنه و قرعه کشی های اینجوری دیگه به سرش نزنه !
ادامه مطلب ثبت دیدگاه
نوشته شده توسط نقل بلاگ در تاریخ ۳۰ مرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۲
از زندگی
چند سالی می شه که به واسطه پسر عموم ، با استاد رائفی پور آشنا شدم و تقریبا اکثر سخنرانی هاش رو دنبال می کنم .. دو سه روز پیش دیدم توی کانال مصاف ، اطلاع رسانی شده بود که قراره تشریف بیاره شیراز برای سخنرانی ، خیلی خوشحال شدم و امروز ساعت 4 مرخصی گرفتم و رفتم سمت سالن فرهنگیان ! تا رسیدم شد ساعت چهار و نیم که تا استاد اومد برای سخنرانی یه نیم ساعت چهل دقیقه ای منتظر شدیم .. البته ساعت شروع سخنرانی هم 5 بود .
ادامه مطلب ثبت دیدگاه
نوشته شده توسط نقل بلاگ در تاریخ ۱۸ مرداد ۱۳۹۸ ساعت ۰۰
از زندگی

دیشب با دوستم رضا رفتیم بیرون که هم شامی خورده باشیم و هم دوری زده باشیم ؛ اما وقتی برگشتیم به انبار من موندم و کلی فکر و دغدغه که فقط از خدا خواستم کمک کنه که تو این دوره سخت ، بتونیم درست باشیم و درست زندگی کنیم .
اول بگم که شیراز ، از نظر حجاب و حیا چه برای دختر و چه برای پسر اصلا اوضاع مناسبی نداره بخصوص هرچه به بالای شهر بری ، اوضاع هم بدتر می شه !!
اوضاع طوری می شه که روسری برای دختر دیگه معنایی نداره ، بارها دیدم که بعضی از دخترخانم ها ، بدون روسری و خیلی با آرامش دارن از پیاده رو عبور می کنن ؛ موقع رانندگی که علنا روسری رو یه مانع برای دید می دونن و با موهای برهنه رانندگی می کنن ؛ حیوون های خونگی جای دوستی و رفاقت هاشون رو گرفته و هرکس یه سگ گرفته دست و با کلی افتخار میره بیرون حتی بعضا شنیدم که می گن برخی از نیازهاشون رو توسط همین سگ ها تامین می کنن 😵 !!

ادامه مطلب ثبت دیدگاه
نوشته شده توسط نقل بلاگ در تاریخ ۲۱ تیر ۱۳۹۸ ساعت ۰۷
‏‫‏‫
برو بالا تمامی حقوق برای نقل بلاگ محفوظ نیست .